مؤلف مجهول

254

تاريخ سيستان

آنجا برفتند و بجانب شرقى سوى بخارا فرود آمدند ، و گرماى سخت بود ، ببيابان نيارستند رفت ، آنجا ببودند تا هوا خوش شد و بجيحون بگذشتند ، شب آدينه سلخ ربيع الاخر سنه خمس و ثمانين و مائتين ، و اسماعيل بن احمد از بخارا بيرون آمد و گفت بار كردند [ 1 ] و حرب نمايد [ 1 ] ايشان بازگشتند ، خبر بعمرو آمد باز محمد بن بشر [ 2 ] [ را ] با سپاهى بسيار به يارى ايشان فرستاد [ 3 ] كه با اسماعيل بن احمد حرب بايد كرد ، باز جمع شدند و قصد اسماعيل كردند ، و اسماعيل مردى غازى بود و همه سپاه او همچنان مردمانى بودند كه روز و شب نماز و دعا كردندى و قرآن خواندندى ، او نيز قصد ايشان كرد ، و حربى سخت بكردند و محمد بن بشر كشته ، شد و على بن شروين و گروهى بزرگ اسير ماندند ، و اين اندر آخر شوال سنة خمس و ثمانين و مائتين بود ، چون خبر بعمرو رسيد آن او را بزرگ آمد ، و دولت ديرينه گشته و سببى همى بايست كشت [ 4 ] . ننگ داشت از آن و حمّيت او را بگرفت . نامه نبشت سوى معتضد ولايت ما وراء النهر بخواست و گفت اگر اين شغل مرا دهد و بدين رضا دارد ، من علوى را از طبرستان بركنم و اگر ندهد ناچار من اسماعيل احمد را بركنم ، و بنزديك عبد الله بن سليمان اندرين

--> [ 1 ] كذا . . و شايد « باز گردند و حرب نبايد » . ( رك : تعليقات ) [ 2 ] كامل « محمد بن بشير » ضبط نموده است ( 7 ص 165 ) ولى ابن خلكان چاپ مصر « محمد بن بشر » آورده ( ج 2 ص 478 ) و گرديزى در زين الاخبار چاپ برلن نيز « محمد بشر » ضبط نموده است . [ 3 ] تاريخ بخارا گويد : « و على بن سروش را كه سپهسالار او بود با سپاه فرمود كه برود بآمويه و لشكر را فرود آرد و بگذشتن شتاب نكند تا آنگاه كه بفرمايم و از پس او سپهسالار ديگر محمد بن ليث را با پنج هزار مرد بفرستاد و گفت با على بن سروش تدبير كنيد و سپاه بداريد و هر كه از آنجا با امان آيد امان دهيد و نيكو داريد و كشتيها ساخته كنيد و جاسوسان فرستيد . . . ص 86 » و محمد بن الليث كه تاريخ بخارا گويد اگر صحيح باشد غير از محمد بن الليث كرد سابق الذكر كه از فارس اسير آورده بود نخواهد بود و چون مستبعد است كه محمد مذكور تاكنون زنده مانده و مورد اعتماد عمرو شده باشد بايد متن را صحيح دانست بعلاوه ابن اثير هم در كامل ميگويد : فوجه لمحاربة اسماعيل بن احمد السامانى محمد بن بشير و كان خليفته و حاجبه و اخص اصحابه بخدمته و اكبر هم عنده و غيره من القواد . . . الخ ( كامل ج 7 ص 165 ) . [ 4 ] كذا . . . ظ : گشت دولت را ، باضافه .